ما را چه می شود؟ به کجا چنين شتابان؟

ما را چه مي‌شود؟ به کجا چنين شتابان؟
سيدحسن موسوی چلک- رئيس انجمن مددکاران اجتماعی ايران
منبع: روزنامه شرق- بکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸- صفحه ۱۶

در روز‌هاي اخير چند خبر و اتفاق بيش از ديگر اخبار در حوزه اجتماعی کشور مورد توجه مردم، رسانه‌ها و مسئولان قرار گرفت. همه اين اخبار و اتفاقات يک وجه مشخص داشت و آن هم «خشونت» بود. در ابتدا به اين چند خبر و اتفاق اشاره مي‌کنم سپس تحليل کوتاه بر اين اتفاقات ارائه مي‌شود؛ خبر قتل همسر دوم محمدعلي نجفي که سوابق مديريتي زياد و مهمي در کشور از وزارت تا معاونت رئيس‌جمهور و شهردار تهران داشت و… به مرد آرام و صبور معروف بود. خبر بعدي قتل حجت‌الاسلام حاج شيخ محمد خرسند، امام‌جمعه شهر کازرون، در استان فارس بود. خبر نگران‌کننده بعدي هم مربوط به مسابقه فوتبال بين دو تيم بزرگ فوتبال پرسپوليس تهران و سپاهان اصفهان بود. اخبار ديگري هم درباره شرارت‌ها و قتل‌ها و خشونت منتشر شده بود که براي جلوگيري از اطاله اخبار به آنها اشاره نمي‌کنم. تأملي بر آمارهاي ارائه‌شده از سوی مراجع قضائي و پزشکي قانوني درباره ميــزان پرونده‌هاي مربوط به خشــونت و نزاع و ضرب و جرح در کشــور نشــان مي‌دهد خشــونت يکي از موضوعات داراي فراواني بــالا در حوزه قضائي کشور است. خشونت خانگي هم در کنار خشونت‌هاي اجتماعي موضوع ديگري است که نمي‌توان به‌آساني از کنار آنها گذشت. اقدام به خودکشي‌ها و قتل‌هاي عمدي و غيرعمدي، تخريب اموال عمومي و شخصي، زورگيري‌ها، تجاوز‌ها و… هم نمونه‌هاي ديگري هستند که در حوزه خشونت قرار مي‌گيرند که بيشتر اينها از موارد خشونت‌هاي فيزيکي هستند که ثبت و گزارش مي‌شوند. برخي از انواع خشونت‌ها از قبيل خشونت‌هاي رواني که بسيار کم گزارش مي‌شود ولي پيامد‌هاي منفي خود را دارند، خشونت‌ها يا انواع آزار‌هاي جنسي که معمولا در همه جوامع تا حد امکان افراد آزارديده جنسي سعي در پنهان نگه‌داشتن آن مي‌کنند يا خشونت‌هاي ناشي از غفلت يا مسامحه و… که اين نوع از خشونت هم کمتر گزارش مي‌شود و گاهي مواقع چنان عادي مي‌شود که انگار نه انگار که داریم عوارض آن را مي‌پردازيم. در کنار اين شرايط تأملي بر برخي از شاخص‌هاي ديگر هم نشان مي‌دهد باید موضوع مديريت يا کنترل خشم را جدي‌تر گرفت؛ از جمله اين شاخص‌ها آمار ارائه‌شده از سوی معاونان بهداشتي و اجتماعي (سابق) وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي درباره افراد داراي اختلال رواني است که ۲۳ تا ۲۵ درصد مردم درگير اين اختلالات هستند. آمار افراد داراي سوءمصرف مواد مخدر به‌ويژه مواد مخدر صنعتي و… هم نشان‌دهنده نگراني نسبت به اين پديده و کاهش نشاط اجتماعي در کشور است که مي‌توانند زمينه‌ساز افزايش خشونت در جامعه باشند. بنابراین خشونت بازتابي از شرايط و مهارت‌هاي مردم و جامعه محسوب مي‌شود.

در کنار ناکامي‌ها و شکست‌هاي افراد در حوزه‌هاي مختلف شغلي، اقتصادي، تحصيلي، خانوادگي، ورزشي و روابط بين‌فردي، مورد ظلم واقع‌شدن و احساس نااطميناني از اجراي صحيح قانون «ضعــف در مهارت کنترل خشــم» به عنــوان عامل ديگري اســت کــه در اين حوزه مي‌تــوان از آن ياد کرد. به گونــه‌اي که اگر اين مهارت در دوران کودکي آموزش داده شــود و به‌درســتي ياد بگيريم چگونه خشــم‌مان را کنتــرل کنيم که نــه به خود و نه به ديگران آســيب برسانيم، شاهد خشــونت کمتري در جامعه خواهيم بــود. همچنين مهارت تاب‌آوري اجتماعي بيش از هر زماني خود را به عنوان ضرورتی اجتناب‌ناپذير در جامعه نشان مي‌دهد. به تقويت فرهنگ مداراي اجتماعي در زندگي امروزي باید بيش از هر زماني توجه شود. بر اين باورم که اين تعداد پرونده‌هاي مربوط به خشونت‌هاي اجتماعي و خانوادگي و ساير اقسام آن اين پيام مشخص و مهم را دارد که فرهنگ مداراي اجتماعي در جامعه آن‌گونه که بايد نهادينه نشده است و در ميان سبک‌هاي ارتباطي بيش از آنکه به سبک ارتباطي جرئت‌مندانه توجه شود، سبک ارتباطي پرخاشگرانه از سوی مردم انتخاب مي‌شود که هم به خودشان و هم به ديگران آسبب مي‌رساند.
فراموش نکنيم در جامعه‌اي که خشــونت به اشکال مختلف وجود داشته باشــد، مردم امنيت رواني نخواهند داشت. نمونــه آن هميــن اتفاقات اخير هستند که آرامش و آســايش مردم را سلب مي‌کنند. به همين دليل انتظار مي‌رود از همه ظرفيت‌ها براي بالابردن ســواد اجتماعي مــردم، فراگيرکردن مهــارت تاب‌آوري اجتماعي و مهارت کنترل خشــم، نشــاط اجتماعي و در نهايت ارتقاي ســلامت رواني و اجتماعي استفاده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *